![]() |
![]() |
|
| ONLY BARCELONA ONLY LIONEL MESSI |
|
از اول تابستون تو اين فكر بودم كه از اين وقت آزاد پيش اومده استفاده كنم و داستان جديد رو كه حالا ديگه قديمي شده ادامه بدم . ديوانگي در فيض رو يادتونه ؟ شهر در دست سوسك ها رو چطور ؟ آره . قبول دارم كه گند زدم . اما حالا دوباره مي خوام جمع و جورش كنم . اعتراف مي كنم كه به داستان ها بي حرمتي كردم . اين رو هم اوايل همين تابستون فهميدم .پس تصميم گرفتم خودم رو مجازات كنم . و مدتي رمان ايراني بخونم . اما خب از پس اين حجم سنگين فشار بر نيومدم و به جاش يك بار ديگه هري پاتر رو از اول جلد شش شروع كردم و در پايان جلد هفت به پايان بردم . واقعا تاثيرگذار بود . فوق العاده بود . باعث شد يك بار ديگه ذوق نوشتن پيدا كنم . اما همين طوري نمي شد . دفعات قبل همين جوري رو هوا شروع كردم و رو هوا هم موند . اين دفعه يه كم قانون مند شدم . و قانون اول هم اينكه تا داستان هاي نيمه كاره رو تموم نكردم ، به هيچ وجه سراغ يه ايده جديد نرم . سخت بود . چون بر حسب اتفاق همون اوايل به كمك دوستم حامد به يه ايده فوق العاده براي ساخت يه فيلم رسيديم . يه ايده عالي . اما با تمام توانم ذهنم رو روش بستم و به عهدي كه با خودم بسته بودم پايبند موندم . حالا من دو داستان نيمه كاره در پيش رو دارم . شهر در دست سوسك ها و ساز دهني . ساز دهني رو بيشتر دوست داشتم و به همين خاطر رفتم سراغش و خيلي جدي روش كار كردم . حتي مي خوام به تقليد از نويسنده هاي بزرگ ، براي موقعيت هاي خاص موجود در داستان دست به يه تجربه جديد بزنم و در زندگي واقعي اون موقعيت رو براي خودم بازسازي كنم . هيجان انگيزه . همون طور كه مي خوام . بعد از اتمام اين داستان ، مي خوام برم سراغ شهر در دست سوسك ها . اون طولاني تره و جا براي كار هم بيشتر داره . بطور كاملا اتفاقي هم ... هيچي . هنوز قطعي نشده . تو سرم افتاده بود كه برم سراغ فيلم نامه نويسي . به نظرم مياد هيچ چيز لذت اين رو نداره كه آدم ببينه نوشته هاش كه زاييده تخيلاتشه ، شكل واقعي به خودش گرفته و حالا صدا و تصوير داره . حالا كه دو سه تا فيلم نامه خوندم ، شدت تمايلم به سمت فيلمنامه نويسي كمتر شده . جذابيت هايي كه تو داستان هست ، نصفش هم در فيلم نامه نويسي نيست . البته هنوز برام سخته كه از فكر كردن به فيلم شدن نوشته هام خودداري كنم . باز هم هيجان انگيزه ... حالا احتياج به كمك دارم . يه فكر تازه دارم . مي خوام اگر تو داستان ها به مشكلي خوردم از ديگران بپرسم . اين كار رو به دو شكل انجام خواهم داد . يكي از طريق پرسش رو در رو . و ديگري از همين جا . مشكل رو توضيح مي دم و شما هم اگر به من لطف داشته باشين نظرتون رو در باره اون مطلب مي نويسين . گاهي اوقات فكر مي كنم اگر واقعا چنين طرحي عملي بشه چه پيشرفتي تو كارام خواهم داشت . پس اين خواهش رو از همتون دارم كه تو اين كار كمكم كنيد . ممنون ...
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 16 شهریور1388ساعت 4:22 AM توسط پیام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
LOGARITM
گاهی مسائل به ظاهر پیچیده با معکوس نگاه کردن ، ساده و قابل حلند . مانند گرفتن لگاریتم در یک مسئله پیچیده ریاضی ! |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1388 تیر 1388 فروردین 1388 دی 1387 آذر 1387 مهر 1387 شهریور 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
دیوانگی در فیض عکس فوتبال دست نوشته معرفی کتاب خاطرات من شهر در دست سوسک ها |
| لوگو |
|
|
RSS
|