تبليغاتX
لگاریتم
ONLY BARCELONA ONLY LIONEL MESSI

نمی دونم چرا تصادفا ، تاکید می کنم تصادفا ، همون روزی که اخبار مربوط به مدرسه رو زدم وبلاگ بالا نیومد . نمی دونم . اما به هر حال اهمیتی نداره . چون الان دیگه درست شده ( باز هم تصادفا )

امروز آخرین روز تعطیلات قبل از امتحانات به حساب میاد . از فردا به مدت یک ماه درس خواندن به طور اختصاصی برای هر امتحان شروع میشه . اول از همه جا داره تسلیت بگم . اما با خودم فکر کردم بد نیست به عنوان یه دوست روش درس خوندنم رو براتون بگم ( حالا دوباره پیش خودتون نگید این یارو فکر کرده کیه که داره روش درس خوندن به ما یاد میده . )


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 29 اردیبهشت1387ساعت 9:47 PM  توسط پیام | 

۱- دیروز در آخرین جلسه کلاس شیمی مشخص شد آقای صنیعی با تعدادی از بچه ها رابطه ای در حد پدر و فرزند و یا حتی زن و شوهر دارند .

2- طی آخرین اخبار واصله باید متاسفانه اعلام کنیم رفتن آقای صنیعی و همان عده از بچه ها - که در خبر قبل به آنها اشاره شد – در پایان سال از مدرسه در هاله ای از ابهام فرو رفت .

3- آقای مفاخریان که احتمالا یکی از افرادی است که سال دیگر در مدرسه نخواهد بود طی دو هفته گذشته برای پیدا کردن کار به بیش از دو دبیرستان سر زده است . لازم به ذکر است که آقای صنیعی دست جنبانده و نه تنها مشاوره پیش دبیرستان نخبگان دانش را در دست گرفته بلکه در حال جمع آوری دانش آموز از سطح معابر نیز هست .

4- خبر بسیار مهم : آقای صنیعی منکر تشویق بچه ها برای رفتن از فیض به نخبگان دانش شد . وی در گفتگو با یکی از افراد کادر افزود : " حاضرم دست روی قرآن بگذارم . " این در حالی است که شخص بنده از دو یا سه نفر از بچه های معلوم الحال شنیده ام که جناب آقای صنیعی آنها را به مدرسه نخبگان دانش برده و از نزدیک آنها را با محیط آشنا کرده .

5- طبق آخرین اخبار جناب آقای خان محمدی مشاور سال آینده پیش دانشگاهی دبیرستان فیض خواهند بود .

6- هنوز از وضعیت آقای موحدی در سال آینده خبری به گوش نرسیده .

7- آقای داداشی در جمع پرشور دانش آموزان پایه سوم دبیرستان فیض پس از شنیدن درخواست آنان مبنی بر به عهده گرفتن پست مشاور پیش سال آینده اینگونه پاسخ داد : " من اگر کلاهم هم در این مدرسه بیفتد ، برنمی گردم تا آن را بردارم ."

8- احتمالا در سال آینده جناب آقای نیکپور نیز به پست مشاوره یکی از پایه ها منصوب می شوند.

9- دبیرستان فیض تبدیل به هتل با تعداد ستاره های دو رقمی شده است .

10- با کمال تاسف باید به عرض دوستان برسانم که جناب آقای قمی که مانند پدری دلسوز و مهربان نبض امور مدرسه را در دست داشت سال آینده از این دبیرستان خواهد رفت . هنوز مشخص نشده که آیا قرار هست کسی را به جای او بیاورند یا خیر .

 

منتظر اخبار بعدی باشید ...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 اردیبهشت1387ساعت 8:30 AM  توسط پیام | 

سلام

اول از همه از بابت یه چیز واقعا شرمندم . متاسفانه بازگشت من با قهرمانی رئال مادرید همراه شد . این باعث شد یه کم بهم فشار بیاد . اما مهم نیست .

خب . اینا که الکی بود . اتفاقا با اتفاقی که دیروز افتاد از برگشتنم خوشحال تر شدم . من به یه چیزایی بیش از حد تو زندگیم تکیه کرده بودم . آدم ها رو با دید غلطی می دیدم . ولش کن . دیروز حل شد . خدا رو شکر .

اما بیایم سر چرندیات روزانه . دیروز چه نمایشگاهی رفتیم . کلی کتاب خریدم . درسی و غیر درسی . که البته درسی ها برای توجیه غیر درسی ها خریداری شد . یه شش جلدی جدید از قدیانی خریدم . یه کتاب در حد هری پاتر ( اونطور که فروشنده می گفت ) هم از تندیس گرفتم . دوتا کتاب هم خریدم که تازگی ها نیوبری بردند . سر جمع می تونند دو ماه از تابستان رو پوشش بدن . تازه بعد از عمری کتاب های ارباب حلقه ها هم به دستم رسیده . هر چند یه ذره اش رو که خوندم فهمیدم اندازه فیلمش جالب نیست . و البته باید از دوست خوبم محمدرضا هم یه تشکر بکنم به خاطر اینکه یه کتاب عالی به من داد . دایی جان ناپلئون باعث شد دیدم نسبت به نویسنده های ایرانی عوض بشه . یه کتاب دیگه شبیه این خونده بودم که انقدر باحال بود . اسمش عطر سنبل عطر کاجه . حالا بی خیالش . زیاد راجع به کتاب گفتم .

تنها خوبی که مدرسه ما داره اینه که نمیذاره آدم حرف کم بیاره . یا بهتر بگم : حرف خنده دار . الانم که لحظه به لحظه مدرسه شده سوژه خنده . از اسگل بازیای صنیعی بگیرید تا کارای مزخرف پاچه خاراش . یکیم نیست به این دانش بگه آخه چرا نمیذاری اینا برن شرشون رو کم کنن ؟ اه .....

دل خوش رو حال می کنی ؟ دوباره رو آورده به وبلاگ نویسی . چرند گفتن . شرمنده . دفعه های دیگه سعی می کنم کمتر حرف بزنم . بیشتر نقل قول می کنم .

تا بعد ...

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 اردیبهشت1387ساعت 7:19 PM  توسط پیام | 
سلام

به تاریخ پست قبلی که نگاه کنی متوجه می شی که دقیقا مال ده ماه و پونزده روز پیشه . به این می گن یه زمان طولانی . شاید اون موقع احتیاج به نوشتن بوده و بعدش دیگه نه .

حالا دوباره احتیاج شده . حرف زیاد جمع شده . ذره ذره می گم .

از مدرسه بگیرید تا اردوی جهادی و حذف بارسا و لیورپول و گند زدن استقلال و نمایشگاه کتاب و روزمرگی های بیخود دیگه ...

فعلا . بعد این همه مدت که تایپ نکردم دستم خسته شد ...

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 اردیبهشت1387ساعت 2:14 PM  توسط پیام | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
LOGARITM
گاهی مسائل به ظاهر پیچیده با معکوس نگاه کردن ، ساده و قابل حلند . مانند گرفتن لگاریتم در یک مسئله پیچیده ریاضی !

نوشته های پیشین
شهریور 1388
تیر 1388
فروردین 1388
دی 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آرشیو موضوعی
دیوانگی در فیض
عکس
فوتبال
دست نوشته
معرفی کتاب
خاطرات من
شهر در دست سوسک ها
لوگو


 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان